DEATH STORY

Posted by reza (ahvaz, Iran) on 31 July 2007 in People & Portrait.

چشمت شيار باريك
يك انتظار تاريك
در قصه هاي بي ربط
زلفي كه نيست نزديك

بر فرق من تبر زن
امشب كه ماه دنياست
اثني عشر ستاره
پروازِ شب مهياست

در رختخواب غوغاست
غوغا نه مرد دعواست
در شهر نعشه بازان
كيلو گرم ، چه زيباست

يك لنز انتقادي
با يك مداد آبي
در انتهاي زندان
يك مرد انقلابي

آخوند اقتصادي
با جلدهاي بادي
"ديديد" خاطرم هست
"به به" چه جنس نابي

در صفر، انتظاري
از يك سواركاري
مي آيد اين ورايي
تا بشكند ردايي

در امتداد اين صفر
ما نيز مركزانيم
الحق كه حق همين بود
رايي كه ما ندانيم


در استحاله عشق
ما دربدرتر از جنگ
استارت ِ جرم آدم
در انزواي بيگ بنگ

مادر، سرنگ ،الكل
بالاي شهر، يك گل
خوابيده چون خدايي
كز ما سروده سمبل

سمبل كه نيست يك گل
خوابست خواب منگل
زير پتو جهانيست
شربت... ترا.. تسلسل...

آمد از اين طرفها
چسب ِ نچسب دنيا
آهاي، تخم ِ سگ ها
شوريده قمريِ ِ ما

خوابيده در شب ِ ما
مالانده امت ِ ما
دادست با دعايي
ترتيب عصمت ِ ما

الكل سفيد و خنده
يك نخ حشيش و بنده
كاندوم هاي ِ جهنده
ممهور ِ مهر زنده

عالي جناب، مردم
گفتي نمير، خوردم
گفتي كه روزه بايد
در خود، سرش فشردم

قداره بر لبانم
استغفرات ِ نالان
وحدت درون ِ زندان
دستم، دو چشم ِ گريان

با اختراع چي توز
بنزين و نفت مردند
حق مسلمي را
در تحت ما فشردند

ما مردمان قسطي
از يك ن‍ژاد تستي
nتا سوار بيكار
در انتظار ژستي

ديم دام دارام ز بنياد
با ما نساخت اي داد
از آسياي ماضي
يك نخ خدا به ما داد

بي كربنات خالص
با عده اي عوارض
در حلق ما دويدند
تا بشكنيم بارز

منشي شبي سه هفتا
از جنس سبز دنيا
با صوت مايكليته
خواندند شعر عقبا

وافور و بسط بسيار
بر ما نوشته اسرار
اسرار لم تراني
از انتهاي دربار

عمه كلاه بردار
مادر خطا نگه دار
خواهر دريده دستار
از من در آر، كفتار
از من در آر، كفتار
از من در آر، كفتار

Canon EOS 350D
2/5 seconds
F/5.6
ISO 400
50 mm

poor