Posted by reza (ahvaz, Iran) on 20 July 2007 in Miscellaneous.
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد قد خمیده ما سهلت نماید اما بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی جام می مغانه هم با مغان توان زد درویش را نباشد برگ سرای سلطان ماییم و کهنه دلقی کتش در آن توان زد اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد گر دولت وصالت خواهد دری گشودن سرها بدین تخیل بر آستان توان زد عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد
stay in peace,.my love :* abbas agha kharabetam haji khaaaaaaaaaaaaarab
21 Jul 2007 8:23am
Such a wonderfully joyful capture! Well-named.
21 Jul 2007 5:21pm
beautiful silhouettes...golden touch is just perfect.
21 Jul 2007 6:26pm
Great title for a wonderful picture
22 Jul 2007 12:58pm
YEEEAAAHHH!!!! Great moment to capture!
23 Jul 2007 7:21am
ٌWow... What an interesting shot! Very well done...
26 Jul 2007 10:48am
Great silhouettes! nice timing.
29 Jul 2007 4:13am
wooooooooooooooooooooooooooooow
16 Aug 2007 4:43am
PREVIEW ONLY
Add your comment ...
Canon EOS 350D1/1250 secondF/5.6ISO 10024 mm